به راه آمدنت با امید می نگرم



پ.ن: استاد
جونم از وقتی که اون سجاده زیبا رو از مکه برام سوغاتی آوردی نمازهام رنگ و بویی دیگه گرفته![]()
انگار خدا هم یه جور دیگه بهم نگاه میکنه و نماز خوندن روی اون صفای دیگه ای داره
دیگه سجاده نمازم رو که کسی نمیتونه ازم دور کنه(شایدم اگه میدونستن یادگار استاد
هست اینوهم ازم میگرفتن)![]()
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
می خورد بر سقف قلبم
یاد ایام تو داشتن
می زند سیلی به صورت
باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت
فكر آنكه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم
توی دشت آن نگاهت
گم شدن در خاطراتت...

پ.ن:دیروز که از کوچه استاد
رد میشدم خواهر کوچیکه استاد
رو دیدم
چقدر شبیه استاد
بود
مثل استاد
: خوشگل. باوقار . سنگین. مودب.چشمهای رنگی و جذاب و....
اما بازم استاد
چیز دیگه ای هست![]()
![]()
۲- تو رو خدا هر کس استاد
رو میبینه بهش بگه :
درد دلهای لیلون برای استاد
جونش رو همون جا که پارسال براش درد دل میکردم بیاد بخونه!!!

چندروز است هی پرو خالی می شوم
از هوای خواستن و
دغدغه ی نداشتنت
با تو تا اوج خواب های طلایی میروم
و بی تو تا انتهای کابوس های خاکستری
سقوط می کنم
این روزها در دریای شکوه های نداشتنت
غوطه ورم و با ثانیه های با تو بودن
به جنگ لحظه هایی می روم که
وقتی تو در آن ها نباشی
گذشتنش
برایم قرنها طول میکشد

آری حقیقت دارد
تو در تمام لحظه هایم حضور داری
و یاد مهربانت در ثانیه ثانیه روزوشبم جاریست
اما شنیدن آوای ملکوتی عاشقانه ات
لطفی دارد که در هیچ چیز دیگری آن را نیافتم
و لمس شمیم خوش نفس هایت
مرا به اوج خواستنی بی انتها میرساند
تقصیر من نیست که اینطور عاشقانه می پرستمت
تقصیر توست که کمتر از این
نمی توانم دوستت بدارم
پ.ن: خدا جونم بازم میخوام شکرت کنم و ازت ممنون که توفیق زیارت استاد
رو بهم دادی
آخه از خدا خواستم که پریشب از کوچه استاد
که رد میشم ببینمش و باور کنید تا وارد شدم مثل قرص ماه ایستاده بود و داشت سوار ماشینش میشد
الهی قربون اون رانندگی کردنت و اون بسم الله گفتنت برم![]()
![]()
همیشه
غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .
همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه

و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است

هروقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش
کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های
دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا
خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن
نسیمی که منو درخودش می پیچه
و احساس سرما ئیکه همه
وجودم رو میگیره خیلی
میایستم یه گوشه
ساحل و چشمام
رو میبندم و
فقط گوش
میکنم

پ.ن: استاد
جونم لااقل از دیدن ماشینت منو محروم نکن!!
این هفته بیش از ۱۰ بار از کوچه استاد
رد شدم .
استاد
رو که ندیدم هیچ ماشینش هم نبود![]()

بازی تمام شد
گفتم من تسلیم
اما انگار تو تسلیم نمی خواستی
مدت ها برای فهمیدن عشق تو
دویده بودم
روزهای نخست
بازی بود
نمی توانستم به خودم اجازه دهم
اهمیتی برای تو قایل نشوم
امان از این بازی
تو هم خوب رقصاندی
اما عاقبت فهمیدم
خیلی دیر
زمانی که خودم عاشق شده بودم

اکنون حرف هایت
هر لحظه مرا شکست می دهند
همه من را از دست داده اند
من نمی خواهم تو را از دست بدهم
نمی دانم که تو را می شناسم اما
می دانم که مرا می شناسی
عاشقت هستم می دانم
عاشقم هستی، نمی دانم
دلم برایت تنگ شده
بیا
حتی غرورم برایت مرده
اگرچه بی غرور نمی خواهی
تنهایم نگذار، تنها نمانیم
این سد را بشکن
بشکن این سد را

۱-یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ع
اکشف کربی به حق اخیک الحسین ع
میلاد باب الحوائج ابولفضل العباس برهمه عاشقان مبارک![]()
۲-خدایا سهمیه این هفته ما چی شد؟؟؟![]()
دیروز دو بار از کوچه استاد
گذشتم اما حتی ماشینش رو هم ندیدم
اما از لیلون عاشق بعید نیست جای ماشین استاد
رو بوسیده باشه
۳- دوستهای گلم رو دعوت میکنم به کلبه یکی از دوستای خوبم به نام عارف که جشنواره شعر با موضوع انتظار و محبت دارن و همه رو دعوت کرده

يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نيشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم
.jpg&usg=AFQjCNGFt6_gk9DTCfkoa1LJf6ZCy789Tg)
گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم
سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
پ.ن: در ره منزل لیلی که خطرهاست در راهش
شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
من نمیدونم لیلی استادم
یا مجنون استاد
؟؟؟؟
فقط میدونم دیوونه استادم
!!!
۲- حلول ماه پر برکت شعبان برهمه مبارک باد
دوستان بعد از رجب دومین گنجینه عظیم هم رسید قدرش رو بدونیم.
برای استاد
جونم دعا کنید . مطمئن باشید استاد
براتون شفاعت میکنه آخه استاد
دوست مخصوص خداست و خدا خیلی دوستش داره![]()



پ.ن: استاد
جونم یادته یه روز بهت گفتم برام یه امضای یادگاری بزن و تو برام روی یه پول نوشتی " تقدیم با عشق" و امضا کردی؟
الهی قربون امضا و خط خوشگلت برم![]()
منم ازش عکس گرفتم و یادگاری نگه داشتم و حالا هم گذاشتمش زمینه موبایلم و هر روز نگاهش میکنم و میبوسمش
و .....
۲- چرا دیشب به خوابم نیومدی ؟منتظرت بودم!!
شایدم خودم اومدم به خوابت!!![]()
قلبم محکوم شد به ساده بودن غرورم محکوم شد به خونسرد بودن احساسم محکوم شد به کم حرف بودن دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن چشمهایم محکوم شدند به مهربان بودن پاهایم محکوم شدند به تنها رفتن ارزوهایم محکوم شدند به محال بودن وجودم محکوم شد به تنها بودن عشقم محکوم شد به محبوس بودن واما امروز تو عشق من محکوم میشوی به خاطر اسیر بودن پ.ن: استاد اما منم دوست دارم بیام به خوابت!! یعنی منم به خواب استاد یعنی مثل دیشب که استاد
جونم الهی قربونت برم که اگه تو بیداری برات مقدور نیست به دیدار لیلون بیایی تو خواب به دیدارش میایی![]()
میرم؟
اومد به خوابم و حسابی با هم خندیدیم منم میتونم برم به خوابش و خوشحالش کنم؟

دلم تنگ است
خواهش لبخندی دارم از آن چشمان فریبا
آنچه دارم قلبی است و ذهنی و وقتی
و خرده پولی در حساب
همه را می دهم
تا بگیرم
لبخندی و نگاهی خیره ...

یادت آید رقصیدیم
و تو قد آغوش من بودی
صدایت زیبا بود
صدایم می لرزید
گم بودم در نگاهت
و تو نفهمیدی که چه حالی دارم
در پس آن لبخند و نگاهی خیره ...
پ.ن: امروز لیلون شارژ شارژه!!!
آخه دیروز استاد
جونش رو زیارت کرده!!
خدا جون الهی قربونت برم که هنوزم لیلون رو دوست داری و به حرفش گوش میکنی!
آنقدر از کوچه استاد
رد شدم که بالاخره دیروز با استاد
رو در رو شدم!
باور میکنید استاد
خودش آمد به استقبالم و منو تحویل گرفت.
اما بازم منو با خودش نبرد و بازم جا موندم![]()
دیدار یار غائب دانی چه لذتی دارد
ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
کاش می دانستم چیست...؟
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست....
مرا در خواب بسوزاند زلال چشم های تو
کجا پیدا کنم چشمی، مثال چشمهای تو؟
تو از جنس قمر بودی، مرا اینگونه تفسیر است
برای بودنم حتی، خیال چشم های تو
برای رفتنم از کوچه های خلوت شب ها
نمیبینم روالی جز روال چشم های تو
کجا باشد رهایی از تماشای غزل هایت
نخواهد رفت از یادم، جمال چشم های تو
برای من بیا پایان بودن را بزن نقشی
زما پایش گریزان است غزال چشم های تو
در این خلوت، در این کولی ترین ویران سرا شاید
مرا از دور می خواند خیال چشم های تو